پیدا





روز بیست و یکم

درخواست حذف اطلاعات

خب خب خب .. و اما آ ین روز سفر :) ازش توی اینستا پرسیدم آ ین روز در چه حاله ؟ گفت ناراحتم ! رفته بود tv tower . یه چیزی تو مایه های برج میلاد خودمون . ناهار سفارش داده بود و وقتی که منتظر بود غذاشو بیارن ، زنگ زد بهم ! با اون موهای کوتاه جذابش :) رستوران گردون داشت اون بالا . مسکو رو بهم نشون داد ، پارک وِدِن خا و .. یه تی جذاب سورمه ایی تیره پوشیده بود با آرم روسیه روی اش . رن تیره خیلی بهش میاد ، گفتم بهش . همینجوری که غذا میخورد حرف میزدیم . غذاش یه مدل سیب بود که با سفید مزه دار شده بود و مرغ و سس لبو و سیب زمینی سرخ کرده . با یه لیوان آب پرتقال :) از در و دیوار حرف زدیم تا اینکه بلند شد بره حساب کنه و بره چون تشنه اش شده بود . حسابش شد صد و پنج تومن ! به قول خودش روز آ توی سفر رو باید پادشاهی کرد . بعدشم که قطع کردیم و اونم رفت دنبال گشت و گذاراش . با ف هم قرار مدار گذاشتیم که چه ساعتی بریم برای فرودگاه .
رفته بودم سالن تئاتر که ساعت هفت زنگ زده بود . من ساعت هشت و نیم دیدم و دیگه آنلاین نبود . تا ساعت دوازده و نیم هم آنلاین نشد ! بعدم گفت شارژ گوشیش تموم شده و ساعت شیش بیدارش کنم ..