پیدا





خیال پردازی ۱

درخواست حذف اطلاعات

خیال پردازی : ساعت هشت شب ، سوار مترو میشیم که بریم راه آهن . ساعت ده بلیط داریم . من اون کوله ایی که از پالادیوم گرفتم رو دارم اونم کوله ی چادر اینارو . جا نمیشه رو صندلی میذاریم پایین کنار پامون وسایل رو . یه ربع به نه میرسیم راه آهن ، یکم زود رسیدیم . نمیدونم س یا ف هم میان یا نه .. ولی فکر نمیکنم بیان . به هرحال یکم خوراکی اینا می یم برای تو راه . من نون پنیر درست واسه صبحانه ی فردامون توی قطار .. یکم میگیریم از خودمون و چرت و پرت میگیم و دعوا میکنیم و بالا ه میگن بریم برای چک بلیط و سوار شدن ! وسیله ها یکم سنگینه ، بلیطارو نشون میدیم ، وارد اون سالن پشت شیشه میشیم ، بعدشم از وجی ایی که اعلام میکنن میریم سمت قطار . میرسیم به قطار خودمون . اول اون میره بالا که بعد دست منم بگیره کمکم کنه . وارد راهرو میشیم ، از روی بلیط دنبال شماره ی کوپه میگردیم . پیداش میکنیم ، وارد میشیم ، اون از نردبون میره بالا که وسیله هارو جا بده ، بعدشم تصمیم میگیریم که پایین بمونیم یا بالا که من میگیم بهتره بریم بالا ..